به همین سادگی ....

سه روز ماموریت کاری ام دیدار مددکاری....

میام همه چیزو مینویسم ....شوشو از ترکیه اومد ...اونم توضیح داره بایدبنویسم ...فعلا فرصتی ندارم بین بازدیدهای مددکاری ام اومدم اداره و الانم میخوام برم خونه

از دست مامانم کلی حرص خوردم همچنین مرمری و همچنین همچنین شوهری ....داستانش مفصله فقط همینو بدونین که این شوهری ما نیومده بادوستاشون قراره سالیانشونو میخوام تمدید کنن برای مسافرت دوروزه تعطیلات خرداد که این بار چهار روزه شده  دریغ ازین همسری که توی خونه داره و دریغ ازین تنهایی های مداوم من .....فعلا همینطوری هستیم در خدمتتون تا بعد ... راستی میخوام کلن وبلاگمو خونه تکونی کنم هر کی هر نظری داره برام بنویسه ممنون میشم ....

/ 5 نظر / 12 بازدید
ریتا

نمی دونم الآنمخوبه و مشکلی نداره. م این وبایی رو که مشخصات آدمو ذخیره نمیکنن دوست ندارم. مال تو که هم شکل داره و هم مشخصات رو ذخیره میکنه[لبخند]

ریتا

جای شوهرتم خالی نباشه . ناراحت نباش زودی برمیگرده. منم همسرم دائم در سفره

sima

خوب درست بيا بگو چي شده!

کتایون

عزیزم.من رمزتو نداشتم که بدونم چه اتفاقی برات افتاده؟اما نگرانتم.چی شده؟