طراحی ام آرزوست!

کلا این بخش زندگیمو خیلی دوست دارم ...اونجایی که من در کنار شوشو و حمایتش   قرار میگیرم ...اون جایی که حرف میزنیم و شوویی دقیق مثل یک حامی بهم گوش میده دردودل هامو میشنوه و تا بتونه راه حل منطقیشو ارائه میده اون موقع که قراره بخوابیم و من توی تاریکی شب فقط چشمای امیدوار شوشویی را میبینم و دستهای گرمشو که بهم امید میده و دلداری ....این قسمت از زندگی ما که بین تموم اون دلمشغولی ها و گرفتاریهای کاری برامون غنیمته ...من این بخشو دوست دارم و ازش لذت می برم و  دیشب به لطف مهمونها و نگرانی های من از بابت  طراحی این فرصت قبل خواب برامون بوجود اومد تا در موردش حرف بزنیم و راه کار ارائه بدیم  من از احساسم گفتم از نگرانی ها از عجز و ناتوانی ام در برابر یک خط .....یک صفحه ...یک طراحی ....و شوشویی خوب گوش داد و راه حل داد :

-رهاش کن...

 میدونی که من طراحی دوستت دارم ....

وقتی لذتی نداره بی فایده است  ؟

هومممممممممم

ببین  وقتی کلاس چرم میری صورتت هم شاداب تره  هم اشتیاقت برا یاد گرفتن بیشتر ....مثل کلاس رقصی که میرفتی و کلی شاد بودی .....

هوممممممممم

 به استادت بگو دیگه نمیایی ؟

میدونی که نمیخوام اینکارو بکنم ....پاپس کشیدن من ینی شکست ...ینی درجا زدن برای کاری که سالیان سال دارم براش زحمت میکشم

خوب پس با این طرز فکر چرا تلاش نمیکنی ؟

هوممممممممممم

ی چیزی هست ...من همیشه طراح خوبی بودم همیشه چیزی داشتم که استادهام تشویقم کنن همیشه خط خودمو داشتم اما شوشویی نمیدونم چرا اینجا این کلاس اینهمه عذاب آوره لذتی نداره شادی نیست فقط نگرانیه ...اما از طرفی باید این دوره را پشت  سر بگذارم  وقتی توی کلاس استاد هستم احساس میکنم هیچی بلد نیستم خطی ندارم و یا اصلا تا به حال طراحی کار نکردم وقتی اونجام مثل شاگرد کودنی هستم که هرچی استاد بگه یاد نمیگیرم و فکر میکنم این ناتوانی من در این کلاس با باور خودم از طراحی در مورد خودم ناجوره ...من همیشه فک میکردم طراح خوبی هستم اما در این کلاس مطمئنم که هیچی نیستم و الان در حال حاضر درک من ازین آگاهی آزارم میده ..و میدونم برای پیشرفتم باید باید اون ذهنیت خودم را فراموش کنم و بشم تازه شاگردی که هیچی بلد نیست و تازه میخواد آموزش ببینه ......

وقتی اینهارو گفتم شوشویی هم گفت حالا که خودت میخوای بری کلاس با تموم اون نگرانی هات حرفی نیست اما باید تلاشتو بکنی همونطور که کسانی که الان حرفی برای گفتن دارن  تلاش کردن چند تا مثال هم برام زد از استادانی مثل شجریان و یا ناظری که درروز ١٧ ساعت تمرین میکردن و من حتی ٢٠ دقیقه هم برای تمرینم وقت نذاشتم و گفت فقط استعدادت برای موفقیتت کافی نیست و اگه میخوای موفق بشی و منم حمایتت کنم پس خواهشن اینهمه غرغر نکن و از فردا بشین سر تمرینات ...

حالا امروز همون فردایی که دیشب براش نقشه کشیدم ...از امروز من یک تازه شاگرد نابلدی هستم که میخواد برای تفریح و آرزو بره کلاس طراحی ....و تموم تلاششو انجام میده و به خودم یک ماه فرصت دادم اگه تا مدت این یک ماه ناتونستم کوچکترین تغییری در خودم ایجاد کنم پس بهتره برای همیشه فراموش کنم که ی روزی طراحی آرزوم بود .....

/ 5 نظر / 17 بازدید
sima

باريكلا دختر بااراده تو ميتوني شك ندارم

کتایون

با تمرین حتما می تونی.شک نکن.[ماچ]

فلوت زن

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام ترنج جان. آره عزیزم ، جناب شوشوئی گرامیت راست می گن ! حتماً که نباید توو همه چی برنده و موفق باشیم ! مهم اینه که تو تلاشتو بکنی و اگه نتیجه ای هم نگرفتی و پیروز نبودی ، مطمئن باش شکست خورده هم نیستی ! حتی اگه شکست خورده هم خودت رو فرض کنی لااقل می دونی یه کاری کردی و شکست خوردی ، نه اینکه بنشینی و دست روی دست بزاری ! انشالله که موفق می شی !